تبليغاتX
فرزانگان 87

فرزانگان 87

وبلاگ فارغ التحصیلان 87 دبیرستان فرزانگان تهران - سمپاد




یادمه اقای غیاثی هروقت حرف تاریخ تولدش می شد میگفت من از اولش هم معلوم بوده یه ربطی به ریاضی دارم. تاریخ تولدم تصاعد هندسی ه؛ چاهار هشت شونزده

 
حالا نزدیک یک سالی هست که آقای غیاثی پیش ما نیست. این مرد عزیز اما بدجوری جایش پیش ما خالی ست. قرار است به مناسبت تولد امسالش جمع شویم در قطعه ی نام آوران


قطعه نام آوران ( 255) ردیف 53، شماره 14


 
کنار معلم مهربانمان
 
پنج شنبه
پنج آبان 90
از ساعت14الی 16



*به سایر رفقا هم ارسال کنید
*اطلاع رسانی فیس بوکی هم بنمایید بی زحمت





+ نوشته شده در  شنبه سی ام مهر 1390ساعت 23:45  توسط یکی از ما  | 


سلام

بچه ها بر اساس کامنت های شفاهی/مکتوب و غیره ی رفقا

گویا جمع کثیری از رفقا امتحان دارن 5شنبه صبح، از این رو قرارمون باشه پنج شنبه  عصر

4 تا 7


باعشه؟


تو فیس بوک و اینام به هم اطلاع بدید



برقرار باشید


:)



+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1390ساعت 1:5  توسط یکی از ما  | 

بسم الله

سلام

با امید به داشتن سالی خوب و خوش و خرم و پر از شادی و برکت،

قراره که یه گرد هم آیی بهارانه رفیقانه داشته باشیم،

5شنبه ی همین هفته

ساعت 9 تا 12

پارک لاله(میدون اصلی پارک که استخر/حوض داره!)



منتظرتونیم


به آدما خبر بدین



برقرار باشید




مه تاب





+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم فروردین 1390ساعت 21:2  توسط یکی از ما  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم فروردین 1390ساعت 12:20  توسط یکی از ما  | 

 

 

 

مهربان معلم ِ همه ی ما...

 

فردا دوشنبه ۲۹ آذر
مراسم بزرگداشت آقای غیاثی
از ساعت ۳
آمفی تئاتر مدرسه

 

 

گذرتان اگر به بهشت زهرا افتاد :


قطعه نام آوران ( 255) ردیف 53، شماره 14

 

 

 


 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آذر 1389ساعت 21:56  توسط یکی از ما  | 

 

 

سلام.

آقای غیاثی دیگه پیش ما نیستن...

دیگه هیشکی بهمون شکلات نمیده...

امروز چهارشنبه ساعت هشت صبح فوت کردن..

مراسم تشییع جنازه فردا صبح پنجشنبه هیجدم آذر ساعت هشت صبح از خونه ایشون هست

آدرس: میدان رسالت خیابان فرجام شرقی ضلع جنوبی دانشگاه علم و صنعت خیابان ملک لو پلاک سی و شش

با مترو: ایستگاه علم و صنعت تاکسی های سراج رو سوار شید بگید میرید خیابون ملک لو.

به همه خبر بدین...

 

ما: شادی و مهتاب

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آذر 1389ساعت 14:56  توسط یکی از ما  | 

 

سلام.

 

نظر به این که آخرین ۵شنبه ی آبان ماه، افتاده بین التعطیلین و احتمالاً دوستان زیادی در سفر به سرمی برند، قرار این فصل شد :

۵شنبه؛ ۴ آذر؛ پارک لاله؛

 

این که دقیقاً کجای پارک و دقیقاً کی رو والا من نمیدونم! شما نظر و پیشنهاد و اینا بدید.

به نظر خود من میرسه بازه ی ۱۰ تا ۲ الی ۳ و حتی ۴ باید خوب باشه...

 

 

این که تصمیم مکان و زمان رو کیا و چه زمانی گرفتند هم یه عده از دوستان دم در خونه ی ما که مهتاب هستم گرفتند!

دوستانی که اینجا رو میخونن و میان بگن کی میان دقیقا

 

ایشالا که اونایی که میخوان بیان بتونن بیان و ایشالا که به هم خبر بدید دیگه. به ده تا از کانتکتاتونم بدید خودش خیلی عالی و متعالی ه. دوستان فیس بوک و فرندفید و اینطور جاها هم بسم الله....

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم آبان 1389ساعت 19:38  توسط یکی از ما  | 


سلام

پاييزتون مباركا رفقا!


بنده مهتاب، از نوع ترك بياتش شما رو چارشمبه ي همين هفته يعني 19 آبان دعوت مي كنم خونه مون براي درو هم بودگي و آب در سماور كهنه ريختن!* :)


از ساعت 3 الي هر وقت مونديد. حدوداً تلفن هيچ كسي رو ندارم!


آدرسمون هست: ميدون انقلاب،‌ اول كارگر شمالي، سمت چپ، كوچه ي مستعلي،‌پلاك 5، واحد 18

اگه لطف كنيد و قبل از اومدن خبر بديد كه ميايد شاد خواهم شد! به آدمايي كه گمان مي كنيد اينجا رو نميخونن و مي بينيتشون هم اگه بگيد شادتر ميشم.

شماره ي موبايلم رو هم ميذارم همينجا،‌ كامنت اول! جهنم! :)


خوش بگذره. منتظرم كه ببينمتون و نامرديد اگه نبينمتون!:)


آها يه چيزي. اميدوارم از آدمايي كه ميان يه تعداد پايه باشن واسه هماهنگي ِ قرار ِ آخرين 5شنبه ي آبان ماه كه ميشه 5شنبه ي هفته ي بعد.




*گويا مثل ِ گيلكي اي ه به معني ه ياد گذشته ها كردن  و اينا.


+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم آبان 1389ساعت 20:23  توسط یکی از ما  | 

سلام به همه (البته اگه کسی اینجا باشه!!!)

امیدوارم تابستون تا حالا خوب بوده باشه (البته دیگه آخراشه دیگه!!!)

بچه ها!!! نه جدی!!! یه فکری به حال اینجا بکنیم می خواین یه موقع!!! آخه نه آپی...نه نظری...نه حرفی...

میگم اگه اینجا حتی به درد هماهنگی واسه قرار آخرین پنجشنبه ی ماه دوم فصل هم نمی خوره، پس به چه دردی می خوره دیگه، نه؟!

خلاصه که من نظرم اینه که یا زنده اش کنیم اینجا رو، یا بکشیمش (حذفش کنیم)!! آبروریزی نیست خداوکیلی؟!

دلمون تنگه همتون...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم شهریور 1389ساعت 15:14  توسط یکی از ما  | 

سلام دوستان:)

حال و احوالتون چه طوره؟!!

من راستش باید که یه موضوع مهمی رو مطرح کنم، خواهش می کنم که منو نزنید. سر اولین افطاری ای که فیلم های جشن فارغ التحصیلی رو دادیم به همه یه سری پول دریافت شد که پیش بینی این بود که برای کپی کردن فیلم های کارگاه هنری استفاده خواهد شد. اما از اونجایی که برای کپی کردن اون فیلما مدرسه بهمون مجوز نداد (چون امکان سوء استفاده از فیلم ها وجود داشت!) این پول در واقع به هیچ دردی نمی خورد. حالا قضیه اینه که من یهو به تازگی فهمیدم که 87 هزار تومان پول از اون موقع دستمه. من واقعا شرمنده ام ولی زمان زیادی وجود این پول رو کاملا فراموش کرده بودم!! حالا با احتساب سالی یه مقداری تورم من 130 هزار تومان پول رو هر کاری که شما بگید می کنم.

من خودم از اونجایی که همچنان فکر می کنم نمی شه که فیلم ها رو بیرون رایت کرد، و اگه بخوایم باید خودمون همت کنیم و رایت کنیم و به هم برسونیم، پیشنهادم اینه که این پول رو به یه جایی شبیه خیریه بدیم، خواهش می کنم که فکر کنید و پیشنهاد بدید و خواهش دیگه م هم اینه که به بچه ها خبر بدید که بخونن اینجا رو و اونا هم نظرشون رو بدن، تا بعد با یه کاری شبیه رای گیری تصمیم بگیریم که این پول رو چی کار کنیم.

دوباره از اینکه این همه وقت این پول رو یادم رفته بود عذر می خوام.

خوشتون باشه زندگی، محد:)

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم تیر 1389ساعت 10:50  توسط یکی از ما  |